این دو شاخه ی ارکیده ، با عطر ناب لحظه های خوش باهم بودن، برای همیشه تقدیم تو باد !
وقتی کتاب را باز کردم ، شاهزاده خانم پارسی با تور بنفش بر گیسوان مشکی ، گوشواره هایی از گل و چشمانی آهو ، با لباسی از جنس یاس، خرامان پا به دنیای من گذاشت .
دستان تو هنراند! چشمانت خورشید به وقت طلوع .
بیا و نقش مرا بکش روی بوم زندگی !
تابلوی نقاشی مورد علاقه ام را آوردم روی لباسم ! چون حس خوب منحصر به فرد بودنش و رنگهای شاد و جذابش حیف بود که فقط روی دیوار خونه بمونه .
این همه رنگ و موج و گل و زیبایی!
دنیا می چرخد بر مدار جادوی زنانه !
از اون دسته آدمهایی که از بچگی عاشق طرحها و رنگها بودم و هر تیکه کاغذی گیر میاوردم روش نقاشی میکشیدم. همیشه گوشه و کنار کتابهای درسیام پر بود از نقاشیهای رنگ و وارنگ. هیچ کاغذ سفیدی از دست من در امان نبود! بزرگتر که شدم انواع تکنیکها اعم از کنته و ذغال، پاستل و مداد رنگ، آبرنگ و رنگ و روغن را با استادان گرانبهایی چون خانم سوسن نصر و آقایان بینا، تفنگساز، آقا رخ، سدری و نوه سی تجربه کردم. پس از سالها تجربهی نقاشی و آموزش دیدن و آموزش دادن …. ادامه مطلب